گریزانند دونان دسته دسته
دل زارم ز غم در خون نشسته
چه می خواهند از این قلب شکسته
بده ساقی مرا ....
ادامه مطلب
آخرین وضعیت آتش سوزی
ساختمان پلاسکو تهران
10 ایستگاه آتش نشانی درمحل
گزارش جام جم آنلاین،
سردار حسین ساجدی نیا در گفتگو با
از مردم خواست
برای دیدن به محدوده پلاسکو
نروند و احتمالا دو روزی
حضور ماموران در این منطقه
ادامه خواهد یافت.
ر........
ادامه مطلب
_-_Copy.jpg)
اگرچه دوست در سراسرزندگی
انسان نقش مهمی دارد
اما دردوران نوجوانی
و جوانی این نقش
پررنگتر
میشود،
_.jpg)
ادامه مطلب
.jpg)
به نظر شما شادی و آسایش
در زندگی چگونه بدست می آید؟
بعضی از مردم پول را حلاّل
جمیع مشکلات می دانند!
یعنی هرچه ثروت و پول بیشتری
داشته باشی شادی
و آسایش در زندگی را
بیشتر تجربه می کنی!

ادامه مطلب
- آرزو دارم روزي اين حقيقت
به واقعيت مبدل شود
كه همهي انسانها برابرند.
(مارتين لوتركينگ)
ادامه مطلب
شقایق ها فدای تار مادر
اثر: استاد دیندارکامران
.jpg)
سرود قدسیان گفتار مادر
تجلی گاه حق رخسار مادر
ز لبخندش به خندد باغ شعرم
غذای روح من گفتار مادر
ازین خوشتر و ز این بهتر چه گویم
شقایق ها فدای تار مادر
در عالم آتش عشقش فروزان
دو صد سنبل فدای نار مادر
نهد جنّات را حق زیر پایش
طریق حق بؤد کردار مادر
چکد عطر وفا از شاخسارش
صفای جان و دل گلزار مادر
گر او خندد به خندد آسمانها
ملائک عاشق دیدار مادر
به عالم آرزو جز این ندارم
که تا یک دم شوم غمخوار مادر
به مدحش صد زبان خواهم که گویم
مگر یک شمّه از اسرار مادر
غزال طبع شعرم شد خرامان
به باغ عشق از انوار مادر
خموشی را گزین مرغ غزل ساز
نگنجد در غزل ایثار مادر
زبانم الکن ای کامران گردید
ز مدح شوکت بسیار مادر
بسمه تعالی
داستان واقعی کودکی یتیم در تهران که با پیرمردی
کهنسال و دانا درد دل می کرد این مناظره
که تراژدی غم و اندوه می باشدکه:

.jpg)
استاد دیندار (کامران)
آن را در قالب مثنوی
چنان جذاب و سوزناک سروده کودک یتیم و پیر مرد
خیلی شگفت زده شدند تا اینجا هر کسی این مثنوی
را خوانده گریه کرده است
سهم من از خوان فلک
ادامه مطلب
ترّنم دل
استاد رحیم دیندار(کامران)

ترّنم دل عاشق بؤد ترانه من
من آن کویر غمم دشت غم کرانه من
دو دست خویش نمودم نگار شانه تو
ولی چه سود ؟ نکردی نظر به شانه من
ز دست غیر سبویی مگیر و باده منوش
بيا و خيمه بزن در شرابخانه من
دلم ز آتش هجران شده است دیر مغان
شراب هجر تو باشد می مغانه من
قسم به حق تعالی تویی خدای دلم
پس از یگانه عالم تویی یگانه من
کبوتر غم عشقم چگونه شرح دهم
بزد فراق تو آتش به آشیانه من
در این کویر ستم آب و دانه کس ندهد
کبوترم که بؤد اشک دیده دانه من
ببین چگونه سرودم غزل غزال دلم
همای عشق بؤد شعر عاشغانه من
مپرس از غم کامران و اشک دیده او
چنین سروده شده شعر حاودانه من
ابرهای شهر عشق
اثر: استاد دیندار کامران

.jpg)
از قید و بند دهر اگر و ا رهیده ایم
بر ما مگیر عیب که هجران کشیده ایم
بشکفته است غنچه امید بخت ما
رویای وصل سبز تو در خواب دیده ایم
گفتنی چو تندری نه خروشیده ای چرا ؟
کردی گمان که ما ز تو ای گل رمیده ایم
ما را به تیغ هجر تو گردن زد آسمان
فریاد چون کنیم که ما سر بریده ایم
بنگر طریق عشق و وفا را به چشم دل
از عافیت بریده به محنت رسیده ایم
کردیم جهد پنجره وصل وا نه شد
در بزم ماتمیم که غم را گزیده ایم
آهوی باد پاست دلم در مصاف چرخ
در کوه معنویت و عرفان دویده ایم
ما زاده غمیم و قرین شقایقیم
دردا به جای شیر می غم مزیده ایم
ما راست خنده زرد و صدا سرد در فراق
این گونه در سراچه غم آرمیده ایم
گر داشتیم بال و پر آن هم ز غم شکست
بر بام عشق تو به پر دل پریده ایم
بنگر به ابرهای غم انگیز شهر عشق
ما قطره غمیم ز آنها چکیده ایم
بیتاب و طاقتیم چو کامران در فراق
چون جامه صبوری د ل را دریده ایم



آمار
وب سایت:



(1).jpg)


