سجادومهشید ازشهرستان عجب شیر

16 شهريور 1394 9:29
 

 

 

             فرستنده سجاد مهشید از شهرستان عجب شیر

سلام خدمت بانو مهوش ویاران وفادارش

.وسلامی ازجنس عشق وعرفان خدمت استاد عزیزمان

استاد رحیم دیندار کامران

شاعر جوان وموفق وعارف معاصر.بارالها ای خدای عدل

ودادکاش راهی راکه امروزه می رویم

سالها پیش می رفتیم تاکی گناه باید وجودمان راپر میکرد.

ولی باعنات حق تعالی توانستیم استاد کامران را پیدا کنیم

او را الگوی قرار دادیم از سخنانش راه عرفان اسلامی فرآنی

شیعه پیدا کردیم

  چون عرفان  و اشعار دیوان استاد کامران عرفان اسلامی

قرانی چهارده معصوم شیعه میباشد

وسخنانش از چهارده معصوم وقران واسلام است به همین

سبب ما هم درکناراستاد کامران عاسقانه زندگی میکنیم

عاشقانه به خداعشق می ورزیم.تقدیم به کسی که روحمان

بسته به روحش است وبی او ما نابودیم.

 

 

مدیریت مهوش همه جا:

 

با سلام تشکر از بازدید و لطغتان به سایت ما

 

و علاقه عرفانی و از صمبیم قلبی تان به استاد کامران

 

بسیار ممنونم  متن ادبی عرفانی شما را در صفحه اصلی  چاب خواهیم کرد موفق باشید

 

                                                              

 

سعید وامیروسمیرا ازشهرستان عجب شیر

   
 
 

 

 فرستنده:سعید امیر سمیرا ازشهرستان عجب شیر

 

سلام خدمت خواهرگرامی مهوش وهمکاران زحمت کششان

.وسلامی خالصانه وعرفانی خدمت استاد عزیزمان

استاد رحیم دیندار.استادکامران تودروجودت چه داری

که مارا اسیر خو د کرده ای استاد چه کرده ای که دل دایم

به فکرشماست ای شمس زمان ای پهلوان عرفان  در جهان تشیع

و دنیای اسلام ناب محمدی تو بهترین

وناب ترین عشقی که ماتابه حال دیده ایم

تودل ودین عقل وهوش مارابه خود جذب کرده ای

امیدواریم لحظه به لحظه درزیر سایه ی الطاف الهی

عرفان اسلامی قرآنی شیعه تان قوی وقویترشود

تقدیم به استاد گل مان وردزبان مان استاد کامران.

مدیریت مهوش همه جا:

با سلام تشکر از بازدید و لطغتان به سایت ما

و علاقه عرفانی و ار صمبیم قلبی تان به استاد کامران

بسیار ممنونم موفق باشید

 

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 | 11:19 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(1)

                

استاد رحیم دیندار(کامران)        

 

فرستنده: ثاقب از شهرستان عجب شیر

 

 

                            قدر آیینه بدانیم چو هست.......

 

تقديم به زيباترين شقايق دنيا، دوستت دارم نه به ان دليل

كه دوستم بداري،

بلكه به ان خاطر كه لايق دوست داشتني.


سلام و خسته نباشيد خدمت مدیریت محترم مهوش جان

و سلامی پر از عشق بر

استاد و دوست وعزیزم استاد کامران


استاد دیندار کسی است که جای مخصوصی در قلب من پر کرده

و این جای در قلبم

تا عمر دارم جای استاد کامران باقی خواهد ماند در مورد

زبان حال استاد کامران از زبان او یلید گفت:

تا كه بوديم نبود هیچ كسي ،

كشت ما را غم بي هم نفسي ،

تا كه خفتيم همه بيدار شدند ،

تا كه مرديم همه يار شدند ،

قدر آیینه بدانيم چو هست ،

نه در آن موقع كه افتاد و شكست


قدر چنین گوهر با ارزش را باید تا وقتی که

کنارمان هست بدانیم و از وجودش بهرهمند شویم.

در تبریز مجسمه استاد شهریار

در مراغه مجسمه دیوان کریمی مراغه ای را گذاشته اند.

ولی در عجبشیر  یه  جای نصب مجسمه استاد دیندار(کامران)

و سایر بزرگان علم و هنرطرح های عحیب و غریب

که هیچ مفهومی ندارند گذاشته میشود

و چند ماه بعد می بینند کسی نپسندید

دوبار عوصش می کنند

عجبشیر شهر فرهنگی است

باید مجسمه شهریار و حافظ و مولوی و مخصوصا استاد دیندار

یا حداقل دیوان ایشان نصب شود

ولی افسوس که .....


خلاصه من شخصا عاشق استاد دیندار هستم

 

و هیچکسی جای ایشان را در قلبم نميگيرد تا آخر عمر.


فدای همتون. مرسی

مدیریت مهوش همه جا:

سخنی که از دل آید لاجرم در دل نشیند

ثاقب جان در مورد بها دادن به زحمات هنرمندان

بویژه استاد کامران که سی کتاب در زمینه های  :

علمی  دینی شعر و وادب و عرفان و.....نوشته اند

با شما هم عفیده ایم

 



تاريخ : یکشنبه 15 شهریور 1394 | 19:18 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(1)
 

 

 

فرستنده:افشین تهرانی

 

مدیریت محترم:

 

 سایت زیبای فقط به خاطر تو

 

 

با سلام بر شما مدیریت محترم  مهوش عزیز و گرامی

شعری خطاب یه

استاد دیندار (کامران)تقدیم  به:

سایت  جهانی و پر آوازه شما.

 

    تویی    ورد    زبان    کامران   جانم



   تو هستی  جان جان کامران جانم



  دل و  جانم سرایت   گشته  استاد



  تویی    شور   جهان   کامران  جانم

 

 

متن های ادبی عرفانی

فرستنده :هادی از شهرستان عجب شبر

 

سلام خدمت مهوش خانم وهمکاران گرامیش.

 

وسلامی همچو محبت شمس ومولوی خدمت

استاد عزیزم استاد رحیم دیندارشاعرجوان

 

موفق وعارف اسلامی قرانی شیعه.

تک تک نفسهایم با یاد استاد کامران ادامه میابد

عشق رادروجودش میبینم

 

تمام آمال من باکامران به اوج میرسد عشق وعلاقه ای

که حضرت دوست نسبت

 

به کامرا ن‌ در درونم شعله ورکرده دم به دم داغتر میشود

 

حقیقت محبت عشق وهمه وهمه درعرفان اسلامی قرانی

شیعه کامران است

او همیشه به دنبال حقیقت الهیست

وبا تکیه به چهارده معصوم

 

توانسته به همه ثابت کند او کیست

 

وی برترین شاعروعارف معاصراست

 

افتخار ایران است شمس زمان است زبان قاصر است

از بیان کراماتش

 

 

چون استاد کامران خداوند باری تعالی

 

قرآن وپیامبر امامان یعنی چهارده معصوم

 

راآن چنان عاشقانه عشق می ورزد که بقول

 

معروف دانستنی است گفتنی نیست

 

استاد نعمت الهی است چون عرفانش الهیست 

 

.تقدیم به کسی که یکدم از اوجداشوم میمیرم.

 

 

 

 

فرستنده: فرزاد از شهرستان عحب شیر

یا سلام  بر مدیریت مهوش همه جا و سلامی از اعماق وجودم

بر یار ایران زمین

استاد رحیم دیندار  کامران و درود بر یاران باوفای آن

والامقام بخصوص دوستانی

که استاد را در سایت های شان بر اهل ایران

و جهان معرفی می کنند که الحق

محشر به پا کردند، ''اجرکم عندالله''

منی که توفیق پیدا کردم مرید استاد کامران شدم،

در زندگانیم در سایه و برکت وجود ایشان موفق تر

از قبل هستم چرا که در محضر ایشان

علم ادب و راستی و درستی و چگونه بودن را آموخته ام، 

چون بعد از آشنایی با  این

عارف وارسته ای وشاعر و دانشمند . علامه دهر زندگیم

به کلی تغییر یافته

و تولدی دیگر پیدا کردم چراکه ایشان طی این مدت

علاوه بر استادی، همچون برادری دلسوز

برایم بوده اند از آن جهت که درس ادب ومعرفت و

چگونه بودن ،چگونه زیستن را به من

آموختنداین عارف وارسته  وشاعر پر آوازه بود

که مرا با عشق حقیقی آشنا ساخت و طریق

الی الله را برایم نشان داد.ایشان  درشانزده

سالگی دیوان چاب کردند وبا سیر و سلوک 

عرفان اسلامی قرآنی شبعه  را به جهانیان

معرفی کردند تا فرموده رهبر انقلاب امام خامنه نحقق یافته

و عرفان های کاذب رسوا و نابود شوند

که استاد کامران یه جایگاه والای دست یازیده اند

که زبان از ذکرشان قاصر است.''

امیدوارم قدر چنین نعمتی

را همگان بدانند''

چون با عشق خداوند  وقرآن کریم و چهارده معصوم

و راه خق را طی می کند

 

فرستنده: مدیریت محترم سایت دنیای من

 

 

 

حس و حالم خوش نیست

 


همه چی داغونه

 


پشت سر ویرونه

 


رو به رو دیواره

 


داره از ابر سیا

 


درد سر میباره

 

مدیریت مهوش همه جا:

 

سلام مهدی جان مدیریت محترم سایت دنیای من از بازدیدتان ممنونم و ازشعر زیباینان   منشکرم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 12 شهریور 1394 | 20:57 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(0)

                              

فرستنده مدیر یت محترم :

 

سایت قرار نبود...

 

دوستان من پیشنهاد میکنم


در شکستای عشقی به حامد پهلان اقتدا کنید


ایشون میفرمایند:


همگی دست بزنین دس دس دس


اونیکه میخواستمش رفت ازدس


خبری نیستش ازش چندهفتس


مو  بایلشم    خاموشس،

دیگه نیست در دسترس


همه دست بزنین دس دس دس


شکست عشقی شادی رو برای شما آرزومندم

 

                                             

 

 

 

فرستنده:افشین تهرانی

 

 

مدیریت محترم:

 

 

 سایت زیبای فقط به خاطر تو

 

 

با سلام بر شما مدیریت محترم  مهوش عزیز و گرامی

شعری خطاب یه

استاد دیندار (کامران)تقدیم  به:

سایت  جهانی و پر آوازه شما.

 

    تویی    ورد    زبان    کامران   جانم



   تو هستی  جان جان کامران جانم



  دل و  جانم سرایت   گشته  استاد



  تویی    شور   جهان   کامران  جانم

 

 

 

 

 

فرستنده هادی :

 

از شهرستان عجب شیر

 

سلام خدمت خواهرگرامی وزحمت کش مهوش.

 

درجهان عاشق شدن یادم نبود

 

دوستی با هیچ کس کارم نبود

 

بعدعمری با کامران یکتا شدم

 

فکر کردم صاحب دنیا شدم

 

تا کامران است درخاطرم

 

با دیگران بیگانه ام

 

باخیالش همنشین وبادوریش دیوانه ام.

 

آری من که با استاد کامران آشنا شدم

 

مثل اینکه دنیا رو بهم دادن چون استاد در

 

وجودش محبوبیتی دارد

 

که مرا اسیرخود کرده ومن  درسرای عشق

 

 

وعرفان اسلامی قرآنی  استاد دیندار (کامران)ساکن شدم

 

چون سخنان استاد برگرفته از چهارده معصوم وحضرت حق میباشد.

 

تقدیم به استاد عزیزم استاد کامران عارف وشاعر

 

توانای جهان تشیع

 

وشمس زمان.

 

 

 

            

 



تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 | 15:14 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(3)
 
 
 
 
 
 
 
 

عزرائیل

و

 

مریض

کریمی مراغه ای

 

 

 

 منی مامور ایلیوب خالق سبحان حــاج آقا

قبض روح ایتماقا گلدیم سنی الان حـاج آقا

   


ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 | 13:48 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(3)

                

 

تقدیم باعشق به استادعزیزم استاد کامران

:عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی شبنم و برگ گل یاس

لحظه ی رهایی پرنده هاست

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرای منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردای منی

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

دستای تو خورشید و نشون می دن

چشمای بسته مو بیدار می کنن

صدای بال پرنده رو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق برای بعضی عاشقا

لحظه ی بزرگ بیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندن منه

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی استادم

 

سخن بگو تا چشمها ،از خواب ندانستن بر خیزند ، تا قدم های خشكیده توانی تازه بگیرد ،

تا حرفها و گفته ها ، مهمانمان كنند در لحظاتی چند.

سخن بگو تا سخنانتان دانه دانه بر زمین باران ندیده جانمان ببارند

و خوشه خوشه حدیث زندگی از وجودمان بروید....

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی

و با شور عشقت مرا سیراب کردی


جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم .

نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم ،


استادی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ،

چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید... .

با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . ا

 

استادم از تو تشکر میکنم برای سعا دت ما

و از اینکه بهترین راه را برای ساختن امروزمان نشان دادی


شمایی که ما را از “هیچ” به “همه چیز” رساندی...

به پاس اینكه عاشقانه به رویشمان كمر بسته ای مقامت را ارج می نهیم

سلامتی و طول عمر را از خداوند متعال برایتان آرزومندیم...باتشکر

 

سخن بگو تا چشمها ،از خواب ندانستن بر خیزند ،

تا قدم های خشكیده توانی تازه بگیرد ،

تا حرفها و گفته ها ، مهمانمان كنند در لحظاتی چند.

سخن بگو تا سخنانتان دانه دانه بر زمین باران ندیده جانمان ببارند

و خوشه خوشه حدیث زندگی از وجودمان بروید....

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی

و با شور عشقت مرا سیراب کردی


جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم .

نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم  که :

 

با عنایت خدا و قرآن و پیامبر گرامی امامان،


استادی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ،

 

چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید... .

 



تاريخ : سه‌شنبه 13 مرداد 1394 | 16:33 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(2)

 

نور  آلدی  ما    سوادن

                 غار  حر ا  محمّد  (ص)                             

          

 

 

                 

سنلن    گلیب    هرایه     عرشه    خدا   محمّد

 

سن اولماسیدون  عالم    تاپ بازدی     آفرینش

 

سندن    جهان    خاکی     تابدی    بقا    محمّد

 

 سن طفلیدون کی راهب گوردی  بولود هواده

 

اولموش   سنیله    سایه    حقدن   عطا   محمّد

 

روز  السته  سندن   خضر  و   خلیل  و  عیسی

 

موسی   و   نوح   و  آدم    تابدی   بها   محمّد

 

اقرءئ دینده جبریل اؤل جسمه لرزه   دوشدی

 

اوچ   دفعه   طی   اؤلدی    ائدی    نوا   محمّد

 

ائودن    چخاردی  اولسون  غاره  حرایه  عازم

 

ایلردی    نور    داغیندا   حمد   و   ثنا    محمّد

 

عالم به زندی زولفون چین چین ائده نده گوردی

 

    بو  گوزلره       سنین   تک    یوخ    توتیا     محمّد 

                          

 عرفان  نابی     آل دون    اؤلدون  جهانه  سرور

 

      وئر دون     وقار   و   عزّت     عرفانه     یا محمد       

 

    سنسیز   اولار   دی   پوزغون    حنّانه   آیرلیق دا

 

سنسیز  نجور   بو  روحیم   ا ئدسن   نوا   محمّد

 

آی   پار چالاندی   سندن    بیرجه   اشاره  تیلن

 

حیرتده    قالدی   اوندا   ارض   و  سما   محمّد

 

معراج   ا ئد نده    قالد ی   حیرتده    ام ّ هانی

 

بو      عالمِ      فنادن      اولدی     جدا     محمّد

 

ایلردی   کفر  و  الحاد    اهل     جهانه     بیداد

 

سن  خلقی    کفر   الیندن   ائدون    رها    محمّد

 

سن سرور   و  نبی  دون   معبوده     همدمیدون

 

دونیایه     آچمامیش     گوز    بو     انبیا     محمّد

 

گؤیلرده سرّ خلقت    فاش   اولدی    مصطفایه

 

اهل      جهانه      اولسون   تا    پیشوا     محمّد

 

دونیانین   اهلی   اولسا    کاتب   گینه  یازامما ز

 

مینلر     بو    ماجرا دن      بیر      ماجرا   محمّد

 

هان    ای    جهانه  خاکی اولما   ذلیل  و  قاصر

 

اول       جسمه       ناتوانه      ایلر      دوا     محمّد

 

کامران      مدحتونده     یازسین      نجور    مدیحه

بی     منتهادی    مد حون     یوخ     انتها      محمّد



تاريخ : پنج‌شنبه 01 مرداد 1394 | 02:26 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(3)

 

 

مهدی مدیریت محترم سایت دنیای من

 

 

کشتی عمر من است بر گرد باد و موج‌ها

 

کشتی سرعت گرفته روی در روی بلا



بادهای نا خلف رو کرده سمت نیستی



کشتی عمر مرا چرخانده پس ساحل کجا



موج‌های ناملایم وای بر دیوار عمر



درد دریا می‌کند بنیان کشتی را جدا



نیست کس ساحل نشان کشتی عمرم دهد



تا بیاساید کمی آن‌جا به دور از موج‌ها



ابتدای عمر که کشتی من را ساختند



فکر می‌کردم که تا آخر روم دریای را



با خودم گفتم که می‌تازم در این آب روان



کیست تا مانع شود در آب این دریا مرا

 

 **********************************************************

               

سلام برمهوش  همکارانش 

و... سلامی از عاشق دل  سوخته

به پهلوان و ابر مرد عرفان اسلامی

قرآنی شیعه اقیانوس بی نهایت  عشق

استاد عزیزتر از جانم کامران جان بقول مولوی ای دو جهان پناه من

ویاید بگویم: ما کشتگان معشویم

بر نیاید ز کشتکان

 

آواز عشق الهی عرفانی شیعه سر را در راه

معشوق نهاده است پس هیچ گونه

نباید حایلی بین عاشق و معشوق باشد ومرید و مراد عرفان

اسلامی قرانی یک روح میباشند در دو بدن

پس ای استاد دیندار(کامران) ای عارف اسلامی قرانی جهان تشیع

در جهان خاکی و

 

ای شمس زمان 

و ای کما لات معنویات الهی حسن و جمال تودامی عارفانه

عاشقانه ای گسته جان پویا و شیفتگان

را اسیر خود ساخته و بقول یایا طاهر:

اسیر عشق ازادی نخواهد وای کامران عزیر

داغ هجران را هر چند

 

کوتاه باشد بر جان من میفکن

که یک لحظه طاقت دوری نرا ندارم و دور یت جانم را اتش میزند

ای اسناد کامران شاعر و عارف

وارسته جهان شیعه محقق پژوهشگر فیلسوف و دانشمند

والای وافتخار کشو راسلامیمان هستی

بانام یاد حداوتد مهربان و با عسق چهارده معصوم اسلام ناب محمدی.

سلام بر استادکامران

  سلام و صلوات خدا بر عارف سماعی

و ملکوتی و لاهوتی که بر عرش الوهیت

صعود کرده و در بارگاه متعالیش عایترین درجه عرفان اسلامی

قرانی الهی شیعه او اختصاص داده اند

آنچنان که نام کامران در هفت سما وکهکشان ها زمزمه میشود

و عرفانش عرفان  شبعه ناب الهی

و محمدی شهرت گرفته است . استاد کامران جام حقیقت نما

و تجلی گاه صفات حق است .

از همین رو تمام آثار این عارف والا مقام رنگ و بوی خدایی دارد

چون روح آثارش از منبع الهی

سرچشمه گرفته و تمام اشعار و سخنانش برای خداست

از همین باب است که محبوب دلهاست .


از زحمات شما مهوش جان و کارکنان این سایت زیبا متشکر هستم

                         پویا از شهرستان عجب شیر

 

 

 ************************

فرزاد از شهرسنان عجب شیر

بانام یاد حداوتد مهربان و با عسق چهارده معصوم اسلام ناب محمدی.

سلام علیک یا کامران سلام و صلوات خدا بر عارف سماعی

و ملکوتی و لاهوتی که بر

عرش الوهیت صعود کرده و در بارگاه متعالیش عایترین

درجه عرفان اسلامی قرانی الهی شیعه

او اختصاص داده اند آنچنان که نام کامران در هفت سما

وکهکشان ها زمزمه میشودو عرفانش

عرفان  شبعه ناب الهی و محمدی شهرت گرفته است .

استاد کامران جام حقیقت نما و تجلی

گاه صفات حق است . از همین رو تمام آثار این عارف والا مقام

رنگ و بوی خدایی دارد چون

روح آثارش از منبع الهی سرچشمه گرفته و تمام اشعار و سخنانش برای خداست ا

 

از همین باب است که محبوب دلهاست

.
از زحمات شما مهوش جان و کارکنان این سایت زیبا متشکر هستم

              ************************************

 

 ثاقب از شهرستان عجب شیر

 

امروزامیردر میخانه،تویی تو/ فریادرس این دل دیوانه،تویی تو/

 

مرغ دل مارا،که به کس رام نگردد/ آرام تویی،دام تویی،دانه تویی تو/

 

آن مهردرخشان که به هر صبح دهد تاب/ از روزن این خانه، به کاشانه تویی تو/

 

یک همت مردانه در این کاخ ندیدم/ آن را که بود همت مردانه،تویی تو.


استاد دیندار عاشقت هستم و خواهم بود. راه عشق را تو به من

نشان دادی و این راه را همراه من بودی با دنیا عوضت نمیکنم

استاد کامران جان


تو که باشی بس است

مگر من جز نفس چه می خواهم ؟




از تمام زحمت کشان سایت زیبایتان متشکرم مهوش جان

 

 



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 20:40 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(0)

 

   

متن ادبی عرفانی از اتابک جهان دوست دکترای ادبیات از تهران

 

 

     
وفرشیدازعجبشیر استاددیندار    
     
 
 

تقدیم به استادعزیزمان: که آوازه اش در سراسر جهان و دلهای

مشتاقان جای گرفته است
.ای والا مقام ،ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که
همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

سپاست می گویم،
تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم .
ای نجات بخش دلهای ما از ظلمت جهل و نادانی،
ای لبخندت امید زندگی و  ای قلم شیوایت مانع

گمراهی تو را با چسان توصیف کنم
این تویی که با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را

در گلستان وجود
   می پرورانی و شهد شیرین عرفان  اسلامی شیعه

   را به کام تشنگان می ریزی...استادم باچه کلماتی

       وصف کنم این همه عشق ومحبتت را............

       
   
 

   سلام خدمت مهوش جان وسلامی به حضوراستادعزیزمان

         استادکامران جان .تقدیم به استادعزیزمان:

 

از یک کلام جانفزا، صد مرده احیا می کنی

هنگام تعلیم سخن، کار مسیحا می کنی

هر دم که می گویی سخن، جان می دهی ما را به تن

در جان دمیدن در بدن، اعجاز عیسا می کنی



با دانش خود هر زمان، بخشی حیات جاودان

خضری و آب زندگی، در ساغر ما می کنی

دستت چو از گچ شد سپید، آید ید بیضا پدید

یعنی به هنگام عمل، اعجاز موسا می کنی

نوحی و با کشتی خود، ما را به ساحل می بری

چون نا خدایی، با خدا، رو سوی دریا می کنی

موسی یدی، عیسی دمی، فرزند پاک آدمی

در کار، آدم پروری، پیغمبری ها می کنی

احمد معلم بوده است، خود این سخن فرموده است

با پیروی از نقش او، نقش خود ایفا می کنی

شغل تو، شغل انبیا، گفت تو، گفتار خدا

( اقرا به اسم ) گویی و درس خود انشا می کنی

نادان از جان مرده را ، و آن کوردل افسرده را

با معجز خود هر دو را، دانا و بینا می کنی

با مهر و با لطف و صفا، دل را تسلی می دهی

با دانش و دین وهنر، جان را مصفا می کنی

بس قوه ها آید به فعل، از قدرت گفتار تو،

هر غنچه نشکفته را، چون گل شکوفا می کنی

انسان انسان پروری، گر در حقیقت بنگری

در نقش شاگردان خود، خود را تماشا می کنی

تنها نه با علم وعمل، اندیشه ها می پروری

از عشق در دل های ما، صد شور بر پا می کنی

در پرتو خود ساختی ، از ذره ها خورشیدها

هر روز خورشید دیگر، تقدیم دنیا می کنی

هرگز نداری غیر حق، از حق تمنای دگر

گر غیر حق باشد یقین، ترک تمنا می کنی.

 

باتشکر

 
 
   
 
 مهساوفرشیدازعجبشیر    
 
 سرمست از حیات و زندگی *** بعد حق پیش تو شاید بندگی

ای که تو شایسته هر خدمتی ***چشم امیدی و مهر و رحمتی

در نگاهت رمز هستی آفرین *** آفرین برتو هزاران آفرین

با همه سختی به پایم ساختی *** سوختی تا روح من پرداختی

شمع دانش بر دلم افروختی *** تا فروزانم کنی خود سوختی

محرم پنهان و پیداهای من *** راهنمای خوب فرداهای من

از تو روشن می شود آینده ام *** با تو آری ، دولتی پاینده ام
 

 



تاريخ : چهارشنبه 10 تیر 1394 | 17:05 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(1)
 

                                            

    

 

 

تقدیم به استادعزیزمان کامران بسیاربسیار گرامی:

مهساوفرشیدازعجبشیرازشاگردان استاددیندار


به غیر جان چه می توان که افکنم به پای تو

مرا که هر چه دارم از تو دارم و عطای تو


تویی که بند جهل را گشوده ای ز دست من

منم که نقد عمر را فکنده ام به پای تو
تویی که گر جفا کنی به روی دیده جای تو

تویی که گر وفا کنی، سرای دل سرای تو
تویی که نور معرفت دمیده از فروغ تو

تویی که دیو جهل و کین رمیده از صفای تو
تویی که گر به پاس تو قلم به جنبش آورم

یقین فرو بماند از نگارش ثنای تو
به لوح دل چه می نهد؟ به غیر نقش مهر تو

کسی که همچو من شود، زمانی آشنای تو
هنوز در دو چشم من هزار جلوه می کند

کلاس درس و محفل صفای بی ریای تو
هنوز در دو گوش من، نوید زندگی دهد

چه نغمه ی فرشتگان، کلام جانفزای تو
هنوز در سرای دل به یادگار می برم

نشاط خنده های تو، شرار خشم های تو
م
.به نام آن علیمی که شعله ی عشق به تدریس و تعلیم و تربیت را در فانوس سینه ی

پر مهر استادعزیزمان روشن نمود و ستایش و سپاس، کردگاری را سزاست که بر

پیوستگی ذرات، بنیاد هستی نهاد و با پیوند جان ها بوستان زندگی را از

علم و دانش و پژوهش بارور ساخت.

3 تير 1394

0:22

 

باسلام خدمت مهوش گرامی وسلامی به خدمت استادعزیزمان استادکامران.استاد بزرگوار،

 

تو را به چه مانند کنم . دریاییت لبریز از آرامش است همچون کوه استوار از حوادث

 

روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های دشت دانش آموختگی

 

فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی

 

و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای تو می روید،

 

طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش و دلنشین

 

تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به شور در می آورد.

 

روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز است . دستهای

 

روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از نیروی ایمان

 

و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ، صفای بستان

 

، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید بخش تو همچون نسیم

 

صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست .  الحق که یقین علم آموزی و صبر



ایمان را از پیامبران امامان که نور چشم ماو حهان تشیع هستند به ارث برده ای

 

و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه

 

باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی

 

و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی

 

و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ››

 

وهرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن اندیشمند خوش بینش یکسان نیست

 

وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه سپاس گویم مهربانی ولطف تو را که سرشار

 

از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت

 

را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه

 

تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف

 

************************************************

استادعزیزم دوستت دارم!


به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریایست


که قایق کوچک دل شیدای من در آن غرق شده.


به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد.


وچشم هایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.

 .



تاريخ : جمعه 05 تیر 1394 | 10:52 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(2)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

  • بناب پلاستیک