شعری دروصف:

استاد رحیم دیندار( کامران)

 

فرستنده:

 

فرشید و مهسا

 

از شهرستان عجب شیر

 

   
 

 

آنکه نقاش است و نقشي ساخته

با قلـــــــم طرح نويي انداخته

در مسير واژه هاي دوستــــــــي

سطر سطــري زآشنايي داشته

آنکه چون اسطوره هاي پارســي

عين ولامي را به ميم افراشته

هم رديف انبياء و عارفـــــــــــان

پوششي بر جـــــهل جاهل بافته

آنکه آهنگ و کلامي دل ربــا

از يراي درس خـــــــــود آراسته

چشمه هاي معرفت جوشــــد ز او

دانشي از حد فزون انبـــــــاشته

لحظه هايش پر شده از خـاطرات

خاطراتي که زدل جان باخـــته

هرچه از عطرش ببويم کم بود

او گلستان ها ز گل ها کاشته

آنکه معمار است و الگوي همه

لاله اي بر قلب خود بگذاشته

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

چون جلوداران به کفران تاخته

از فنونش عالمي پرداختــــــــه

او عزيز است و مقامش پاس دار

چونکه يزدان نام او بنگاشته

عارف آن باشد که چون قطعه زمين

هرکسي او را لگد انداخته

يعني از زهد و کلام و علم او

ذره اي از دانشش برداشته

بار الها اين کامران جان مدد

تا چو ایران سايه ها افراشته .

 

 

 

 

اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده



در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من


آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست


با این گچ عشق تخته ی جانم زن
خطّی ز کلام خود به ایمانم زن
صد درس در این کلاست آموخته ام
یک درس ز عشق جان ویرانم زن



بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم

 

زیرا شمع را میسازند تا بسوزد

اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس فراوان

 

 

 

 

 

 

 

 تقدیم به استادعزیزترازجان استادکامران.

[Web] -




تاريخ : پنج‌شنبه 21 آبان 1394 | 16:23 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

  • بناب پلاستیک