غزلی زیبا از سعدی

فرستنده:مدیریت محترم وب

دریچه ای رو به هنر و فرهنگ

 

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم


بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم


....گر برانند و گر ببخشایند


 

غزلی زیبا از سعدی

فرستنده:مدیریت محترم وب

دریچه ای رو به هنر و فرهنگ

 

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم


بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم


....گر برانند و گر ببخشایند

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند   هوای    جانانیم

 


بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم

 


گر برانند و گر ببخشایند ره به   جای دگر   نمی‌دانیم

 


چون دلارام می‌زند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم

 


دیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم

 


مر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم

 


هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم

 


تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم

 


تو به سیمای شخص   می‌نگری ما  در آثار   صنع حیرانیم

 


هر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم

 


سعدیا بی   وجود   صحبت   یار   همه   عالم به   هیچ نستانیم


ترک جان    عزیز   بتوان   گفت    ترک یار    عزیز   نتوانیم



تاريخ : یکشنبه 01 اسفند 1395 | 18:45 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(2)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

  • بناب پلاستیک