شهر عرفان
استاد رحیم دیندار(کامران)
.jpg)
.gif)
عرش او کاشانه عشّاق مست
شستم آنجا دست و جان از هر چه هست
چهره زیبای او عاشق کش است
صبر عاشق میرود آنجا ز دست
گر چه جان ناتوان نا قابل است
در میان جسم فیزیکی حایل است
هفت وادی سفره احسان اوست
جان عارف ذره ای از جان اوست
می رود مرغ دل من سوی دوست
مست مستم مست از گیسوی دوست
شهر عرفان جلوه قرآن اوست
زانکه آنجا جان و دل قربان اوست
تا که جانم در بر جانان نشست
بند بند روح من از هم گسست
جان چکار آید مرا جانانم اوست
من نه کامرانم دگر کامرانم اوست
**************************************

باتو
بودن
اثر: استاد کامران
پیش دونان خم نگردد عاشق شوریده دیوانه سر
با تو ما را بیش ازین ها گفتکوست
مثل یک آیینه قلب عاشقت صاف است
تا نهال عشق را از بیخ از و بن بر کنند



آمار
وب سایت:
