یاهو
من آفتاب مهرم
و آزاده همچو سرو
اثر:استاد دیندار(کامران)

آفتاب مهرم
اثر:استاد رحیم دیندار(کامران)
از آه آتشین من ای فتنه کن حذر
از گریه سیل غصه رسیده است تا کمر
من آفتاب مهرم و آزاده همچو سرو
لیکن همای طالع من شدشکسته پر
امروز پشت ابر جفا مانده ام نهان
روزی طلوع کرده جهان را کنم خبر
دارم پری ز عشق و وفا بالی از هنر
ای آسمان به اوج تو هم می کنم سفر
چون تکسوار شب که به عرش خدارسید
من هم ز هفت وادی عرفان کنم گذر
آنگه گرفته دامن یار و جدا از او
هرگز نمی شوم ، نشوم تا که در بدر
راهم حقیقت است و منم حق و باک نیست
از جور ناکسان کج ا ندیش و بد گهر
کامران را دلیست چو جام جهان نما
خواهی بیا به قلب حزینش فکن نظر




آمار
وب سایت:
