(درددل عارفانه  با خداوند)       

به خدا گفتم :خستم         

 


گفت:”لا تنقطوا من رحمت الله;از رحمت من نا امید نشوید”

 


گفتم:هیچکس نمیدونه تو دلم چی میگذره

 


گفت:”ان الله بین المرء و قلبه; خدا حائل است میان انسان وقلبش”

 


گفتم:هیچکس وندارم گفت:”نحن اقرب الیه من حبل الورید;

 

ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم”

 

گفتم اصلا انگار من و فراموش کردی؟

 


گفت” فاذکرونی اذکرکم ;منو یاد کنید تاشما را یادکنم

 

 




تاريخ : جمعه 29 اسفند 1393 | 12:58 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

  • بناب پلاستیک