تقدیم باعشق به استادعزیزم استاد کامران

:عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی شبنم و برگ گل یاس

لحظه ی رهایی پرنده هاست

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرای منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردای منی

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

دستای تو خورشید و نشون می دن

چشمای بسته مو بیدار می کنن

صدای بال پرنده رو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق برای بعضی عاشقا

لحظه ی بزرگ بیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندن منه

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی استادم

 

سخن بگو تا چشمها ،از خواب ندانستن بر خیزند ، تا قدم های خشكیده توانی تازه بگیرد ،

تا حرفها و گفته ها ، مهمانمان كنند در لحظاتی چند.

سخن بگو تا سخنانتان دانه دانه بر زمین باران ندیده جانمان ببارند

و خوشه خوشه حدیث زندگی از وجودمان بروید....

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی

و با شور عشقت مرا سیراب کردی


جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم .

نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم ،


استادی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ،

چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید... .

با تو من یاد گرفتم که چگونه زنده باشم و چگونه زندگی کنم . ا

 

استادم از تو تشکر میکنم برای سعا دت ما

و از اینکه بهترین راه را برای ساختن امروزمان نشان دادی


شمایی که ما را از “هیچ” به “همه چیز” رساندی...

به پاس اینكه عاشقانه به رویشمان كمر بسته ای مقامت را ارج می نهیم

سلامتی و طول عمر را از خداوند متعال برایتان آرزومندیم...باتشکر

 

سخن بگو تا چشمها ،از خواب ندانستن بر خیزند ،

تا قدم های خشكیده توانی تازه بگیرد ،

تا حرفها و گفته ها ، مهمانمان كنند در لحظاتی چند.

سخن بگو تا سخنانتان دانه دانه بر زمین باران ندیده جانمان ببارند

و خوشه خوشه حدیث زندگی از وجودمان بروید....

چگونه می توانم تمام لحظه هایی که چون سرو در مقابلم ایستادی

و با شور عشقت مرا سیراب کردی


جبران کنم جز اینکه بهترین درود ها و دعاهای خیرم را بدرقه راهت کنم . . .

نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف محبت هایتان بنویسم .

نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم  که :

 

با عنایت خدا و قرآن و پیامبر گرامی امامان،


استادی از جنس بلور ، آسمانی و مهربان ،

 

چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید... .

 




تاريخ : سه‌شنبه 13 مرداد 1394 | 16:33 | نویسنده : mahvash | ارسال نظر(2)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

  • بناب پلاستیک