|
تقدیم به استادعزیزمان کامران بسیاربسیار گرامی: مهساوفرشیدازعجبشیرازشاگردان استاددیندار پر مهر استادعزیزمان روشن نمود و ستایش و سپاس، کردگاری را سزاست که بر پیوستگی ذرات، بنیاد هستی نهاد و با پیوند جان ها بوستان زندگی را از علم و دانش و پژوهش بارور ساخت. |
|||
|
|
3 تير 1394 |
0:22 |
|
|
باسلام خدمت مهوش گرامی وسلامی به خدمت استادعزیزمان استادکامران.استاد بزرگوار،
تو را به چه مانند کنم . دریاییت لبریز از آرامش است همچون کوه استوار از حوادث
روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های دشت دانش آموختگی
فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما وحرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی
و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای تو می روید،
طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش و دلنشین
تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به شور در می آورد.
روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز است . دستهای
روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از نیروی ایمان
و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ، صفای بستان
، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید بخش تو همچون نسیم
صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . الحق که یقین علم آموزی و صبر
و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه
باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی
و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی
و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ››
وهرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن اندیشمند خوش بینش یکسان نیست
وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه سپاس گویم مهربانی ولطف تو را که سرشار
از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت
را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه
تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف
************************************************ استادعزیزم دوستت دارم!
. |
|||



آمار
وب سایت:

.jpg)
.jpg)